تبلیغات
نقش رسانه ها در ارتباطات جمعی - مطالعات فرهنگی و فرهنگ رسانه‌ای
نقش رسانه ها در ارتباطات جمعی
کلاس درسی برای بحث و تبادل نظر درمورد رسانه ها و ارتباطات

ترجمه میرحسن آذری


همه ما در جامعه‌ای رسانه‌ای و مصرفی غوطه‌وریم. در چنین اجتماعی، لازم است یاد بگیریم كه چگونه معانی و پیام‌های رسانه‌ای را درك، تفسیر و نقد كنیم.

رسانه‌ها منبع بنیادین و فراگیر پیام‌های فرهنگی هستند. آنها در آموزش چگونگی رفتار ما و اینكه درباره چه موضوعاتی تفكر، احساس، عقیده، ترس و تمایل داشته باشیم (یا برعكس) سهیم هستند. نویسنده در این مقاله، از سهم بالقوه رویكرد مطالعات فرهنگی در شكل‌دهی به سواد رسانه‌ای و نقدهای رسانه‌ای بحث می‌كند و این مباحث را به نگرش‌های رسانه‌ای در باب چندفرهنگ‌گرایی گره می‌زند. نوشتار حاضر كوتاه شده‌ای از ترجمه كامل این مقاله در سایت مركز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای روزنامه همشهری است.

مطالعات فرهنگی و فرهنگ رسانه‌ای

   ترجمه میرحسن آذری


همه ما در جامعه‌ای رسانه‌ای و مصرفی غوطه‌وریم. در چنین اجتماعی، لازم است یاد بگیریم كه چگونه معانی و پیام‌های رسانه‌ای را درك، تفسیر و نقد كنیم.

رسانه‌ها منبع بنیادین و فراگیر پیام‌های فرهنگی هستند. آنها در آموزش چگونگی رفتار ما و اینكه درباره چه موضوعاتی تفكر، احساس، عقیده، ترس و تمایل داشته باشیم (یا برعكس) سهیم هستند. نویسنده در این مقاله، از سهم بالقوه رویكرد مطالعات فرهنگی در شكل‌دهی به سواد رسانه‌ای و نقدهای رسانه‌ای بحث می‌كند و این مباحث را به نگرش‌های رسانه‌ای در باب چندفرهنگ‌گرایی گره می‌زند. نوشتار حاضر كوتاه شده‌ای از ترجمه كامل این مقاله در سایت مركز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای روزنامه همشهری است.

رادیو، تلویزیون، فیلم و سایر محصولات فرهنگ رسانه‌ای، متونی را تولید می‌كنند كه هویت‌های ما، برداشت ما از خویشتن، تصور ما از مرد یا زن بودن، ادراك ما از طبقه، قومیت و نژاد، ملیت، جنسیت و «ما» و «آنها» را می‌سازند. انگاره‌های رسانه‌ای به شكل‌گیری دید ما از جهان و ایجاد ارزش‌های پایدار كمك می‌كنند؛ آنچه كه ما خوب یا بد، مثبت یا منفی و خیر یا شر به حساب می‌آوریم.

داستان‌های رسانه‌ای، نمادها، اسطوره‌ها و منابعی را تولید می‌كنند كه ما از طریق آنها، یك فرهنگ مشترك را می‌سازیم و خود را در این فرهنگ وارد می‌كنیم (خود را جزئی از این فرهنگ مشترك می‌دانیم). نمایش‌های رسانه‌ای غربی نشان می‌دهند كه چه‌كسی صاحب قدرت و چه كسی فاقد آن است، چه كسی مجوز اعمال قدرت و خشونت دارد و چه كسی جایز نیست. آنها به قدرت منابع اقتداری‌‌ای مشروعیت می‌دهند كه بنا بوده به آنها مشروعیت بخشند و در مقابل نشان می‌دهند كه افراد فاقد قدرت باید در جایگاه خود باقی بمانند یا تحت فشار باشند.

ما از بدو تولد  تا لحظه مرگ، در یك جامعه‌ رسانه‌ای و مصرفی غوطه ور هستیم و از این‌رو لازم و ضروری است یاد بگیریم كه چگونه معانی و پیام‌های رسانه‌ای را درك و تفسیركنیم و مورد نقد قرار دهیم. رسانه‌ها ابزارهای فراگیری هستند كه به ما یادمی‌دهند چگونه مرد و زن باشیم. آنها به ما نشان‌می‌دهند كه چگونه لباس بپوشیم، چگونه ظاهرآرایی و مصرف كنیم، چگونه با اعضای گروه‌های اجتماعی متفاوت تعامل داشته باشیم، چگونه مشهور و موفق باشیم، چگونه از شكست اجتناب كنیم و چگونه با نظام مسلط هنجارها، ارزش‌ها، عرف‌ها و رسوم هماهنگ باشیم.در نتیجه، تحصیل سواد رسانه‌ای انتقادی، منبعی مهم برای افراد و شهروندان است تا یاد بگیرند كه چگونه با یك محیط فرهنگی گمراه‌كننده روبه‌رو شوند.

یادگیری چگونگی خوانش، نقد و مقاومت در برابر فریبكاری فرهنگی- اجتماعی می‌تواند فرد را در رابطه با اشكال مسلط رسانه‌ای و فرهنگی تقویت كند و قدرتمند سازد. سواد رسانه‌ای انتقادی می‌تواند اقتدار و استقلال فرد را در مقابل فرهنگ رسانه‌ای تقویت سازد و به افراد در مقابل محیط فرهنگی‌شان، قدرت بیشتری دهد.در این بخش، من از سهم بالقوه رویكرد مطالعات فرهنگی در سواد و نقد رسانه‌ای بحث خواهم كرد. در سال‌های اخیر، مطالعات فرهنگی به‌عنوان مجموعه‌ای از رویكردها شكل گرفته است كه فرهنگ و جامعه را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

مطالعات فرهنگی تأكید می‌كند كه فرهنگ باید در روابط اجتماعی و نظام تولید و مصرف بررسی شود و بنابراین مطالعه فرهنگ در مجاورت مطالعه جامعه، سیاست و اقتصاد واقع شده‌است. مطالعات فرهنگی نشان می‌دهد كه چگونه فرهنگ رسانه‌ای ارزش‌های مسلط، ایدئولوژی‌های سیاسی، برنامه‌های توسعه اجتماعی و نوآوری‌های زمانی خاص را مفصل‌بندی می‌كند.

مطالعات فرهنگی فرهنگ و جامعه، ایالات متحده را به مثابه‌ یك زمین مسابقه و نزاع با چندین گروه و ایدئولوژی می‌بیند كه برای تسلط (برهم) در حال كشمكش با همدیگرندتلویزیون، فیلم، موسیقی و سایر محصولات فرهنگی عامه‌پسند، اغلب لیبرال یا محافظه‌كار هستند، هرچند آنها گه‌گاه جایگاه‌هایی بیشتر رادیكال یا مخالف را مفصل‌بندی می‌كنند و اغلب به لحاظ ایدئولوژیك، مبهم و مخلوطی از موقعیت‌های سیاسی متنوع هستند.

مطالعات فرهنگی ارزشمند است؛ چرا كه ابزارهایی را فراهم می‌كند كه فرد را قادر می‌سازد تا فرهنگ را به‌صورت انتقادی خوانش و تفسیر كند،  همچنین تمایز بین فرهنگ «والا» و «پایین» را در گستره محصولات فرهنگی از رمان‌ها تا تلویزیون، با امتناع از ایجاد هر نوع سلسله مراتب یا قانون خاص فرهنگی از میان بر می‌دارد. رویكردهای پیشین به فرهنگ گرایش داشتند كه مقدمتا ادبی و نخبه‌گرایانه باشند و فرهنگ رسانه‌ها را به مثابه امری مبتذل، مهمل و فاقد ارزش توجه جدی به دوراندازند.

پروژه مطالعات فرهنگی، در مقابل، از برش میان فرهنگ به بالا و پایین یا عامه‌پسند در مقابل نخبه اجتناب كرده‌است. نگهداشت چنین تمایزاتی مشكل است و عموما به‌عنوان یك طرز تلقی برای ارزش‌گذاری زیبایی‌شناختی هنجاری به خدمت گرفته شده و اغلب یك برنامه سیاسی است (مانند چشم‌پوشیدن از فرهنگ توده به نفع فرهنگ والا یا تجلیل از آنچه عامه‌پسند فرض می‌شود، درصورتی كه فرهنگ والای «نخبه گرا» خوار شمرده می‌شود).

مطالعات فرهنگی به ما اجازه می‌دهد تا كل گستره فرهنگ را به‌صورت انتقادی، بدون تعصبات و پیشداوری‌ها در مورد یك رشته از متون، رسوم، عرف‌ها و كنش‌های فرهنگی، مورد بررسی قرار دهیم. همچنین برای ارزیابی محصولات فرهنگی، مسیری بیشتر سیاسی تا زیبا شناختی می‌گشاید كه تلاش می‌كند موارد انتقادی و مخالف را از موارد هماهنگ و محافظه كار تمیز دهد. برای مثال، مطالعات فیلم‌های هالیوودی نشان می‌دهد كه چگونه فیلم‌های دهه1960 نگاه رادیكال و مبتنی بر تصادم فرهنگی را ترویج می‌كردند و چگونه فیلم‌ها در دهه1970 یك عرصه نبرد میان جایگاه لیبرال و محافظه كار بودند، هر چند فیلم‌های اواخر دهه 1970، به جناح محافظه‌كار گرایش داشتند كه كمك‌كرد رونالدریگان به‌عنوان رئیس‌جمهوری انتخاب شود.

برای مطالعات فرهنگی، مفهوم ایدئولوژی از اهمیت كانونی برخوردار است و برای بررسی ایدئولوژی‌های مسلط در بازتولید روابط اجتماعی مبتنی بر سلطه و فرودستی، به كار گرفته می‌شود.

 ایدئولوژی‌ها، نابرابری‌ها،  فرودستی‌ها و وابستگی‌ها را طبیعی و مشروع جلوه می‌دهند و از این رو، موجب رضایتمندی از روابط سلطه می‌شوند. جوامع معاصر متشكل از گروه‌های متضادی هستند كه ایدئولوژی‌های متفاوت سیاسی دارند (لیبرال، محافظه كار،
رادیكال و ...) و مطالعات فرهنگی مشخص می‌سازد كه چه ایدئولوژی‌هایی، اگر باشد، در یك محصول فرهنگی ارائه شده، مؤثر است (كدامیك را می‌تواند دربربگیرد و البته تشخیص تناقض گویی‌های ایدئولوژیك).

به‌علت تمركز مطالعات فرهنگی روی بازنمایی نژاد، جنسیت، طبقه و نقد آن از ایدئولوژی‌هایی كه اشكال متنوعی از فشار و ظلم و ستم را ترویج می‌كنند، مطالعات فرهنگی خود را به برنامه چند فرهنگ‌گرایی معطوف می‌سازد كه نشان می‌دهد چگونه فرهنگ، اشكال مسلم نژادپرستی، جنسیت‌‌گرایی و تعصبات علیه اعضای طبقات گروه‌های اجتماعی فرودست و سبك‌های زندگی بدیل را بازتولید می‌كند.

چند فرهنگ‌گرایی، ارزش انواع متفاوت فرهنگ و گروه‌های فرهنگی را تصدیق می‌كند و مدعی است كه برای مثال سیاه‌پوست، سرخ‌پوست، آسیایی، بومی و سایر صداهای تحت ظلم و حاشیه‌ای، اعتبار و اهمیت خودشان را دارند.

چند فرهنگ‌گرایی تلاش می‌كند تا نشان دهد چگونه صداها و تجارب مردمان مختلف، خاموش و از جریان مسلط فرهنگی حذف می‌شوند و نیز برای مفصل بندی نگرش‌ها، تجارب و اشكال فرهنگی متنوع توسط گروه‌هایی كه از جریان مسلط محروم شده‌اند، مبارزه می‌كند. این امر آن را آماج نیروهای محافظه كار قرار می‌دهد كه می‌خواهند قوانین موجود مبتنی بر برتری جنس مرد سفید پوست و اروپامداری را حفظ كنند و از این رو، چند فرهنگ گرایی را از دهه 1960 تاكنون در نزاع‌های فرهنگی از طریق آموزش، هنرها و ایجاد محدودیت برای آزادی بیان مورد حمله قرارمی‌دهند. بنابراین، مطالعات فرهنگی، سیاست چند فرهنگ‌گرا و آموزش رسانه‌ای را ترویج می‌كند كه قصد دارد افراد را از اینكه چگونه روابط قدرت و سلطه در متون فرهنگی همانند تلویزیون یا فیلم «رمز گذاری» می‌شوند آگاه سازد. اما همچنین مشخص می‌كند كه چگونه مردم می‌توانند در مقابل معانی با رمزگذاری مرجح مقاومت كنند و خوانش انتقادی و بدیل خودشان را ایجاد كنند.

مطالعات فرهنگی نشان می‌دهد چگونه فرهنگ رسانه‌ای غربی برما فریبكاری و تلقین اعمال می‌كنند و از این طریق، افراد را قادر می‌سازد تا در مقابل معانی مسلط و مرجح در تولیدات فرهنگی رسانه‌ها مقاومت نشان دهند و معانی خودشان را تولید كنند. همچنین می‌تواند جایگاه‌های مقاومت و نقد را درون فرهنگ رسانه‌ها تمیز بدهد و بنابراین، به ترویج و توسعه آگاهی انتقادی بیشتر كمك می‌كند.

داگلاس كلنر


طبقه بندی: فرهنگ، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 توسط محمد دشتی | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
در این وبلاگ گزارش درس " نقش رسانه ها در ارتباطات جمعی " دانشگاه آزاداسلامی (واحد علوم وتحقیقات در ترم دوم سال تحصیلی1388- 1389) که توسط آقای دکتر علی اکبر رضایی تدریس می شود و مباحث مربوط به دنیای رسانه ها و ارتباطات جمعی ارائه خواهد شد.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :