تبلیغات
نقش رسانه ها در ارتباطات جمعی - نقش و کارکرد رسانه ها در هویت یابی یا بحران هویت
نقش رسانه ها در ارتباطات جمعی
کلاس درسی برای بحث و تبادل نظر درمورد رسانه ها و ارتباطات

نویسنده: محمدصادق شجاعی

گسترش فناوریهای اطلاعاتی و جهانی شدن رسانه ها از یک طرف، نگاه خوشبینانه و انتظار مدینه ی فاضله ی دیرینه و از طرف دیگر نگاه بدبینانه و فرسایش هویتهای فردی و اجتماعی را نمودار می سازد. بنابراین، بررسی نقش رسانه ها در هویت یابی یا بحران هویت، از موضوعاتی است که باید با دو رویکرد متمایز به آن پرداخته شود. تنها در صورت آگاهی از نقش و جایگاه رسانه هاست که می توان از تأثیرات منفی رسانه های مهاجم، جلوگیری نموده، از فناوریهای جدید ارتباطی در جهت فرهنگ سازی مثبت و تسهیل فرایند هویت یابی بهره برداری کرد.

نقش و کارکرد رسانه ها در هویت یابی یا بحران هویت

 

نویسنده: محمدصادق شجاعی

گسترش فناوریهای اطلاعاتی و جهانی شدن رسانه ها از یک طرف، نگاه خوشبینانه و انتظار مدینه ی فاضله ی دیرینه و از طرف دیگر نگاه بدبینانه و فرسایش هویتهای فردی و اجتماعی را نمودار می سازد. بنابراین، بررسی نقش رسانه ها در هویت یابی یا بحران هویت، از موضوعاتی است که باید با دو رویکرد متمایز به آن پرداخته شود. تنها در صورت آگاهی از نقش و جایگاه رسانه هاست که می توان از تأثیرات منفی رسانه های مهاجم، جلوگیری نموده، از فناوریهای جدید ارتباطی در جهت فرهنگ سازی مثبت و تسهیل فرایند هویت یابی بهره برداری کرد.

جایگاه رسانه ها در زندگی امروز

امروز نقش و جایگاه رسانه ها در حدی است که نمی توان زندگی را بی حضور آنها قابل تصور دانست. رسانه ها فقط وسیله ی سرگرمی نیستند؛ بلکه در بسیاری از جنبه های فعالیت اجتماعی و فردی ما دخالت و نقش دارند. گسترش و توسعه ی وسایل ارتباط جمعی در زندگی انسانها به حدی است که عصر کنونی را عصر «ارتباطات» نامیده اند. بعید نیست که انسان امروزی را انسان رسانه ای و فرهنگ جدید را محصول تبلیغات وسایل ارتباط جمعی بدانیم.
انسانها امروزه در معرض نهادهای رسانه ای متولد می شوند، می اندیشند، دنیا را در این رهگذر می شناسند و رفتارهای خود را براساس الگوهای برگرفته از کتاب، مجله، فیلم، ماهواره، اینترنت و... (یعنی رسانه های رایج عصر ما) سامان می دهند.

رسانه ها و هنجارهای اجتماعی

رسانه ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می سازند، نقش عمده ای ایفا می کنند. بررسیهای روانشناسی اجتماعی در زمینه نقثش و قدرت رسانه ها نشان می دهد که رسانه های گروهی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند؛ نسلی که با نسلهای پیشین از جهت فرهنگ، ارزشها، هنجارها و آرمانها، بسیار متفاوت است.
رسانه ها از طریق ارائه ی هنجارهای خاص اجتماعی، به افراد تلقین می کنند که رفتار ارائه شده در رسانه ها، رفتار «مناسب اجتماعی» است. به این ترتیب، رسانه ها، با ارائه ی الگوها و هنجارهای خاص (که در جهت اهداف مدیران رسانه هاست)، باعث ایجاد همنوایی در افراد می گردند.

رسانه ها و هویت یابی

این مبحث از سه زاویه قابل بررسی است:

یک. قابلیتهای رسانه ها

رسانه ها و به خصوص رسانه های الکترونیکی، با توجه به قابلیتها و کارکردهایی که دارند، می توانند در جهت حفظ سلامت و بهداشت روان و به عنوان یکی از عوامل تسهیل کننده ی هویت یابی برای جوانان و نوجوانان کاربرد داشته باشند. همچنین می توانند زمینه ساز بحران هویت و بیگانگی افراد از فرهنگ، ارزشها و باورهای خود گردند. بنابراین، وسیله و واسطه بودن رسانه ها آنها را در معرض کاربردهای دوگانه و گاه متضاد، قرار داده است.

دو. انتظار مخاطبان از رسانه ها

در یکی از تحقیقات غربی که چندین سال به طول انجامید، از افراد، خواسته شد تا به این سوال که «علت توجهشان به برنامه های تلویزیون یا هر رسانه ی دیگر چیست؟» پاسخ دهند. در جوابهایی که از این بررسیها به دست آمد، الگوی نسبتاً منظمی دیده می شود و آن عبارت است از:
الف: کسب اطلاعات. پاسخ دهندگان یکی از عوامل توجه و علاقه ی خود به رسانه ها را کسب اطلاع و آگاهی درباره ی جامعه و جهان و راهنمایی در مورد مسائل زندگی معرفی کردند.
ب) وحدت و تعامل اجتماعی. کسب بصیرت درباره ی وضعیت دیگران، احساس تعلق به جمع، و کمک به اجرای نقشهای اجتماعی.
ج) تفریح و سرگرمی. یکی از عوامل روی آوردن افراد به رسانه ها تفریح و سرگرمی است.
د) هویت یابی.از دیگر علل روی آوری افراد به رسانه ها و بویژه تلویزیون، کسب آگاهی در مورد خویشتن، تقویت ارزشهای شخصی، یافتن الگوهای رفتاری، همانند سازی با ارزشهای مورد اعتنای دیگران و در یک کلام، «هویت یابی» است.

سه. اهداف مدیران رسانه ها

بدیهی است که هرکس می کوشد تا از رسانه ها در جهت پیشبرد افکار و اهداف خود استفاده کند.
عامل اصلی کارکرد منفی برای رسانه ها بخصوص ماهواره و اینترنت، اهداف پلیدی است که غالب مدیران فعلی این رسانه ها در پیش گرفته اند. هدف اصلی استعمار نوین، سلطه ی فرهنگی و تبلیغ ارزشهای غربی در جهان سوم و تمامی جوامع در حال توسعه است. در حال حاضر با توجه به تغییر و تحولات عصر جدید و جهانی شدن رسانه ها ما در برابر یک چالش جدید قرار گرفته ایم که این مسئله می تواند شخصیت و هویت ملی و فرهنگی ما را به آزمون بگذارد.

استراتژی رسانه های غربی در ایجاد بحران هویت

گراهام ای فولر، معاون پیشین شورای اطلاعاتی امنیت ملی در سازمان سیا، می گوید: اسلام و نهضتهای اسلامی در زمان ما منبع کلیدی کسب هویت را برای اقوامی فراهم می آورند که قصد دارند همبستگی اجتماعی خود را در مقابله با تهاجم فرهنگی غرب تقویت کنند.(1) طبق همین برداشت، چندی پیش موسسه امور امنیت ملی یهودیان در واشنگتن در کنفرانسی به صراحت اعلام کرد: «باید هویت دینی مسلمانان را از آنان بگیریم». (2)
استراتژی دنیای غرب و رسانه های غربی، در واقع، این است که شخصیت و هویت ملی و فرهنگی ما (3) را در برابر یک چالش و بحران جدید قرار دهد. اینجاست که بحث از کارکرد رسانه ها در ایجاد بحران هویت، اهمیت بیشتری پیدا می کند.

جهانی شدن رسانه ها و فرسایش هویتهای ملی

جهانی شدن رسانه ها برخاسته از یک زیر بنای فکری و گرایش نوین در اندیشه و تفکر است که در دهه 1990 در محافل علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب (و بویژه آمریکا) رواج یافت. جهانی شدن (Globalization)، یک تحول اجتماعی است که در آن، قید و بندهای جغرافیایی، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی از میان می رود و روابط انسانی، کیفیت بدون مرز و بدون زمان به خود می گیرد. طرفداران این نظریه (و به خصوص اندیشه وران و هدایتگران آمریکایی جریان جهانی سازی)، برای دستیابی به این هدف، از وسایل ارتباط جمعی مانند ماهواره، اینترنت و پستهای الکترونیکی به عنوان ابزار مهم و اصلی سود جسته اند. بنابراین، «جهانی شدن رسانه ها» و یا به تعبیر دیگر «وسایل ارتباط جمعی فرامرزی» (مانند: ماهواره، اینترنت و تلویزیون) فرسایش هویتهای ملی و فرهنگی را در پی دارد.
پاستر، یکی از نظریه پردازان پست مدرنیسم، (4) کوشیده است اثرات فناوریهای جدید و رسانه ها را در پرتو آخرین نظریه های معتبر، نسلت به اجتماع و فرهنگ، موشکافانه بررسی کند. وی در اثر خود با عنوان «عصر دوم رسانه ها» در این زمینه می گوید: «آنچه در نوآوریهای فنی مربوط به عصر دوم رسانه ها یعنی عصر اینترنت، پست الکترونیکی و ماهواره مهم است، دگرگونی گسترده ی فرهنگ، هویت فرهنگی و روش جدید ساخته شدن هویتهاست. (5)
با جهانی شدن رسانه ها یک فرایند ساده در افول هویتها در حال به وقوع پیوستن است. امروزه در دنیای غرب، شاهد ناپدید شدن تدریجی چارچوبهای شناخته شده ی سنتی و بسیار ارزشمندی بوده ایم که مردم می توانستند از آنها برای شناختن خود و جایگاهشان در جامعه استفاده کرده، هویتهای شخصی و جمعی خود را با آرامش نسبی بپذیرند. این منابع هویتی، در گذشته، طبقه اجتماعی، خانواده های گسترده و هسته ای، ملیت و مذهب بوده اند که در دهه های اخیر با جریان جهانی سازی حاکم بر رسانه ها، رو به افول هستند.
فرسایش هویتهای جمعی و با ثبات گذشته، به فروپاشی و بحران هویت فردی نیز منجر شده است. دیدگاه جهانی سازی و رسانه های بدون مرز، نه تنها در غرب بلکه در تمامی کشورها خطر بحران هویت و تضعیف هنجارهای اجتماعی را به همراه دارد.

تعدد رسانه ها و بحران هویت

درگذشته که الگوها و نقشها اندک و محدود بودند، هویت یابی نسبتاً آسان بود؛ اما در جوامع صنعتی امروز و با توجه به تعدد منابع هویت یابی از جمله رسانه های متعدد که الگوهای متنوع و متضاد را فراروی نسل جوان و نوجوان قرار می دهند، هویت یابی آنان را با دشواریهای بسیاری مواجه کرده است. (6)

ماهواره، اینترنت و اختلال هویت

ماهواره و اینترنت با ماهیت خاصی که دارند باعث رشد فردگرایی شده، فرصتهای لازم برای رشد هویتهای مقوی و با ثبات را از بین می برند. افراد، با این رسانه ها ارتباط ایجاد می نمایند و رسانه ها نیز آنها را به صورت افراد مستقل و اعضای بی نام و نشان یک مخاطب انتزاعی و همگانی محسوب می کنند. این روند، باعث از هم گسستن پیوندهای اصیل خانوادگی و اجتماعی شده و جاذبه های ـ آن باعث می شود تا افراد، بیشترین اوقات خود را با این برنامه ها سپری کنند.
شواهد نشان می دهند برخی افراد ترجیح می دهند با یک رایانه ی کاملاً بی طرف ارتباط برقرار کنند تا با انسانها. همچنین هر فردی که از اینترنت استفاده می کند، می تواند برخلاف زندگی روزمره، چندین شخصیت و هویت متفاوت برای خود ایجاد کند (7) و این می تواند به مرور زمان به اختلال هویت منجر شود.

رسانه ها و هویت یابی نابهنجار

یکی از کارکردهای منفی رسانه ها در فرآیند هویت یابی، ارائه ی الگوهای ناسالم در رسانه هاست. این کارکرد، اختصاص به رسانه های مهاجم ندارد، بلکه رسانه های داخلی و بویژه صدا و سیما (که حضور نقش، تصویر و حرکت در آن باعث الگوپذیری بیشتر می شود) نیز ممکن است ـ خواسته یا ناخواسته ـ در فرآیند هویت یابی تأثیر منفی بگذارند. به عنوان مثال، اگر یک هنر پیشه ی بدقیافه، چادر به سر کند و یک هنر پیشه زیبا و مقبول جوانان، بی حجاب یا کم حجاب باشد، هر دو در جهت تغییر و تضعیف فرایند هویت مذهبی در جامعه اثر می گذارند.
هنر پیشه بدقیافه، با «حجاب» و «هویت مذهبی» تداعی و متقارن می شود و به حجاب (که نماد هویت مذهبی است)، بار ارزشی منفی می دهد. هنر پیشه ی زیبا و مقبول، به «کم حجابی» بار ارزشی مثبت می بخشد و لذا در بینندگان، این نوع پوشش را یک پوشش خوب و مجاز یا مشروع جلوه می دهد و در پی همانندسازی و تقلید بینندگان از هنر پیشه ها، این نوع پوشش در جامعه رواج می یابد و همراه با آن، باورها و هنجارهای مذهبی و سرانجام، «هویت مذهبی» نیز در جامعه تغییر می کند.

رسالت رسانه های خودی در هویت یابی و حفظ هویت

رسالت رسانه های خودی، نهادینه کردن «فرهنگ خودی» در جامعه و ارائه ی
مدلهای هویتی سالم به جوانان و نوجوانان است. رسانه های خودی باید در برابر تلاش رسانه های بیگانه که سعی در یکسان سازی هویت فرهنگی و تضعیف هویت ملی (ایرانی ـ اسلامی) جامعه ی ما دارند، از هویت مستقل و جمعی خود پاسداری کنند.
به میزانی که رسانه ها مسئولیت خود را در جهت حفظ هویت و ارائه ی مدلهای هویتی به جوانان و نوجوانان درک کنند، می توانند از پیامدهای منفی رسانه های مهاجم (که هویت ملی و فرهنگی ما را نشانه گرفته و استرانژی بحران آفرینی را در پیش گرفته اند)، پیشگیری کنند.
اگر به آرمان و اندیشه امام راحل (ره) که معتقد بود: «تلویزیون باید یک دانشگاه باشد»، باور داشته باشیم، می توان دریافت که رسانه ها نباید اسیر تئوری «رسانه ـ سرگرمی» شوند و کارکرد یک بعدی پیدا کنند. رسانه ها باید هنجارها، ارزشها و میراث فرهنگی جامعه را در قالب فیلم، داستان، مقاله، گزارش مستند و... به نسل جوان و نوجوان معرفی کنند و از این رهگذر، درک آنها را از اینکه چه کسی هستند، سابقه تاریخی آنها چیست، موقعیت کنونی ما در جهان و منطقه چگونه است، و... افزایش داده، تأثیرات منفی ماهواره، اینترنت و دیگر رسانه های فراملیتی را گوشزد کنند و این امکان را فراهم سازند تا جوانان و نوجوانان به هویت اصیل فرهنگی، تاریخی، سیاسی، و اجتماعی خویش پی برند.

پی نوشت :

1 ـ نشریه ی نصر، سال اول، شماره ی دوم (ویژه ی مطالعات و تحقیقات بین الملل)، ص 33.
2 ـ همان، شماره ی سوم، ص 36.
3 ـ فرهنگ، به مجموعه ی سرمایه ها و تولیدات غیرمادی یک جامعه گفته می شود، که اعم است از: دین، دانش، هنر، فلسفه، آداب و سنن، و...
4 ـ پست مدرنیسم (
post modernism) یا فرا تجددگرایی، نهضتی فکری است که در دهه ی شصت میلادی، در غرب، شکل گرفت و در برابر «عقل بسندگی » و «علم گرایی افراطی» مدرنیسم (تجدد)، بر احساس و غرایز انسانی تأکید دارد و نسبت به مدرنیسم و تبعات آن، انتقادهای جدی وارد می سازد، از جمله اینکه به تکثر و فرهنگها (در برابر نسخه های جهانی مدرنیسم) و اخلاق (البته اخلاق نسبی گرایانه) پایبند است و بازگشت به تاریخ و سنتها (و البته فقط سنتهای انسان گرایانه ) را مجاز می شمارد. (حدیث زندگی)
5 ـ عصر دوم رسانه ها، مارک پاستر، ترجمه: غلامحسین صالحیار، تهران: مؤسسه ی ایران، 1378، ص 52.
6 ـ برای مطالعه بیشتر ر. ک به: مخاطب شناسی، مک کوایل، ترجمه: مهدی منتظر قائم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات و رسانه ها، 1380.
7 ـ اعتیاد به اینترنت، احمد امیدوار و علی اکبر صارمی، تهران، انتشارات تمرین، اول، 1381.

منبع:مجله ی حدیث زندگی، شماره ی11

 




طبقه بندی: رسانه ها، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 توسط محمد دشتی | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
در این وبلاگ گزارش درس " نقش رسانه ها در ارتباطات جمعی " دانشگاه آزاداسلامی (واحد علوم وتحقیقات در ترم دوم سال تحصیلی1388- 1389) که توسط آقای دکتر علی اکبر رضایی تدریس می شود و مباحث مربوط به دنیای رسانه ها و ارتباطات جمعی ارائه خواهد شد.
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :